نامـه ای عاشقـانه به قلم غضنفـر (طنـز) سلام بر تو آااای عشگ من میدونم که صدامو شناختی پس خودمو م - تاریخ: 1392/2/21 ساعت: 14:03
 نامـه ای عاشقـانه به قلم غضنفـر (طنـز)  سلام بر تو آااای عشگ من میدونم که صدامو شناختی‌ پس خودمو معرفی‌ نمیکنم شایدم نشناختی، منم گضنفر آااه ‌ای عشگ من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دگیگه شصت لیتر آب را تگسیم بر مجذور مربع می‌کنه، حالا بگو بگال محل ما چند سالشه؟ امروز یاد ...
بهار هست ولی نوبهار نیست - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
انگار بهار ،در سبد روزگار نيست   فصلی بهار هست ، ولي نوبهار نيست تقويمهاي باغ يكا يك،ورق ورق حرف از ترنم باران و سبزه زار نيست گردي ز دور ،تماشا و انتظار ... گرد آمد و رسيد چرا تك سوار نيست بالي براي شاپرك قصه ها نماند شمعي شبيه شمع شما داغدار نيست   هشدار مي دهم به تو اي مٍهر ماندگار پاييزٍ رنگ رنگ...
حضور - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
از كوچه ي شب عبور مي كردمهتاب قرين نور مي كرد*****************هرصبح از آينه گذشتيموقتي شرف حضور مي كرددر خلقت چشم او خداوندانگار ستاره جور مي كردوقتي كه تو چشم مي گشوديخورشيد چرا ظهور مي كرد؟سرشار طراوتيم هرگاهدر ذهن خدا خطور مي كردتنهايم از اينهمه رفاقتجمعي كه"من" از تو دور مي كردپرونده ي روزگار خو...
آشفته - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
بی سبب نیست ُکمانِ رخ مهتاب شدممثل سايه بu200dَرِ خورشيد تو هي آب شدمقرص كامل شده اي ظرف دلم جايت نيستظرفْ دریاستُ ولی طعمه ی مرداب شدمنور بر سطح شما می شکند با تعظیممحو آن صورت آئینه ای ناب شدممتلاطم تر از اين روحِ پريشانم نيستموجِ جامانده ی دریایم و گرداب شدمگاه پیدایم اگرُ این اثر نور شماستمن غبا...
چشم من - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
گاهي به خواب ،پنجره مي ديد چشم من يا توي باغ چلچله مي چيد چشم مناز پشت شيشه بود و باران،عجب شبيآن گونه هاي خيس كه بوسيد چشم منزير پتوي شب كه خدا شاهد است و شبخوابيده بود پلك و نخوابيد چشم منخوار نگاه توست كه خارم به روزگاراز بس حذر نكرد و نترسيد چشم منآشفته مي روم كه بگيرم براي دلاين نسخه هاي تازه ك...
جاده - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
كي مي رسد آه اي مسافرفصل ديدن((از جاده هاي بي سرانجام رسيدن))حس بلوغ باغ معصومانه خشكيدرسم است اينجا ميوه ها را كال چيدناين حكم تقدير است يا دستان تزويرتو بين بودن بوده اي من در نبودندر آرزوي آسمان تا كهكشانهااما دريغ از بال تا بامي پريدنزيباترين تعبير پشت شيشه اينستآهنگ گام ريزش باران شنيدن
مهاجر - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
بیا تا مسافر ُپرستو شویمرویم و رها از هیاهو شویمبیا عاشقانه شبی بی خبرچو رویا به مهمانی او شویمبیا چون پرستوی بی آشیانپی دل به این سو و آن سو شویمبیا عشق را ما حمایت کنیمبرایش شبیه دو بازو شویماگر چه شقایق تنش زخم خوردبرای دلش نوشدارو شویمبیا در پی گرمی فصل عشقمهاجر تر از هر پرستو شویم
کوچه - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
آمد به داد چینه ی ویران کوچه هانامی نشان نهاد بر ایوان کوچه هادیشب نسیم شهر قرار از دلم ربوددستی زدم به دامن طوفان کوچه هاشب را ورق ورق به سرآغاز برده امتنها منم قبیله ی حیران کوچه هاای یادگار موی تو بر شانه های شبدستی بکش به زلف پریشان کوچه هاخورشید ناتمام رفت ماه من بیاما را شبی ببر تو به پایان کو...
مزرعه ی بر باد رفته - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
صیدی درون دامم و صیاد رفته است آهی میان چاهم و از یاد رفته استشیرین ترین حکایت ما خواب ما ولیوا حسرت و دریغ که فرهاد رفته استدر فکر خوشه باش و سالی که می رسدزیرا تمام مزرعه بر باد رفته استاینجا فقط سکوت و بهتی غریب و سردوقتی گلو به دشنه ی فریاد رفته است
امید - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
کاش می دانستی که در اندیشه ی فردای درختان سبزیستوتو با اینهمه سبزدر رگت می کاری ُنطفه ی زردی راابرها می گریند برگها می بارند نورها می ریزندکه چرا سایه ی ما کوتاه است
... - تاریخ: 1392/2/19 ساعت: 9:52
از خدا غافل و از چشم تو پنهاني تر داغ پيشاني ام از داغ تو عرفاني تردور در دور ،نفس در نفس ثانيه هامن در اين دايره از عقربه زنداني ترهفت سال است دلم در عطشي ،وعده ي توستبعد از اين فاجعه شايد كه فراواني تر!شيشه و پنجره اي هست ميان من و توها نكن،مي شود اين فاصله طولاني ترزير بازارچه ي شهر عجب غوغايي ست...
کمی بخندیم فروتن : آمپول Injury : اینجوری سرباز : بی حجاب پیشاهنگ : سکوت Black light: سیانور Easy Lo - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:51
 کمی بخندیم فروتن : آمپول Injury : اینجوری سرباز : بی حجاب پیشاهنگ : سکوت Black light: سیانور Easy Love: لواسان مملکت : گربه مملی سیمین : نیم ساعت Free fall: فال مجانی کوسه : این که دوتاس u202bچیذر : چه ضری زدی؟ Superman : مرد بقال واهمه : همه را باز کن سیرت : موش دریایی کامران : راننده کامیون ایستک...
مرگ عشق - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
هر کس دوبار میمیردیکبار آنگاه که زندگی را بدرود می گویدو یکبار آنگاه که عشق از دلش روداما مرگ زندگی دربرابر مرگ عشق ناچیز است
<no title> - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
بازهم تنها نشستم دل گرفتگفتمش یادی کنم، از آنکه یادم می کندیادت از من، بوی حکمت می دهدمن نمیدانم چرا؟اما دلت بوی محبت می دهد تقدیم به تک تک دوستان وبلاگیه خودمخیلی دوستون دارم
آن روی سکه - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
میتوان تنها شد،میتوان زار گریستمیتوان دوست نداشت و دل عاشق آدمها را،زیر پاها له کرد!!!میتوان چشمی را،به هیاهوی جهان خیره گذاشت،میتوان صدها بار،علت غصه دل را فهمید!!!میتوان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود.میتوان آخر هم ، تنها رفتبا جهانی همه اندوه و غم و بدبختی!!!یادگاری؟همه جا تلخی و سردی و غرور!فات...
ساده - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
درنقاشی هایم تنهاییم را پنهان می کنم،در دلم دلتنگی ام را،در سکوتم حرفهای نگفته ام را،در لبخندم غصه هایم را،دل من چه خردسال است،ساده مینگرد ساده می خنددساده می پوشددل من،از تبار دیوارهای کاهگلی است.ساده می افتدساده می شکندساده می میرد
<no title> - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
به این میگن عشق واقعی - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
یه عشق واقعی به روایت تصویر بریدبه ادامه مطلب
دوست داشتن - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
من دریافته ام که دوست داشتن شده هیچ و اما دوست داشتن همه چیز است و بیش از آن بر این باورم که آنچه هستی ما را پر معنی و شادمانه می سازد،چیزی جز احساست و عاطفه ما نیست...پس آنکس نیک بخت است که بتواند عشق بورزد."هرمان هسه"
<no title> - تاریخ: 1392/2/18 ساعت: 11:21
لطفی در حقم کن!!!و زیاد دوستم نداشته باش...از آخرین باری که زیاد دوستم داشتند به بعدکمترین محبتی ندیدم.