خرید بک لینک

درباره سایت

##@بهاران@##

و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین ×××× زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم، دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقـــــــه ها بــــــالا

امکانات وب

یه دختری نشسته بود تو کتابخونه که یه پسری وارد شد و رفت کنار دختره و آروم بهش گفت :

ببخشید میتونم اینجا بشینم؟


دختره بلند داد زد :
نه تو نمیتونی دوست پسر من بشی!
همه برگشتن و پسر رو نگاه کردن!

پسره هم حالش گرفته شد و رفت نشستیه جای دیگه!


چند دقیقه بعدش دختره اومد کنار پسره و آروم بهش گفت : من روانشناسی خوندم!
خوب میدونم منظور پسرا چیه!
پسره بلند داد زد : نه! ماشین BMW ندارم ولم کن ...
همه برگشتن و دختره رو نگاه کردن و دختره کلی خجالت زده شد!

پسره هم آروم به دختره گفت : من هم حقوق خوندم ...

خوب بلدم کسی رو تو جمع شرمنده کنم!!!

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 16:21

صفحه بندی