هيچكس نمي داند...

خرید بک لینک
بیهوده است پیِ خاطرات رفتن

به باغی میرسی لبریزِ پاییز

به نیمکتی با یک جایِ خالی

و رهگذری ... غروب .... و تنهایی..

برای نوشتن باید بهانه باشد

مثلِ مثلا غروبِ ماتم زده ی کسل کننده ی یک روزِ تعطیل

یا خاطراتِ خاک گرفته ی کسی پشتِ سالیانی که با درد گذشت

... با درد

....

پرسید .... چرا مینویسی خاطراتِ خاک گرفته ...

وقتی هر روز ، همه را همانطور دست نخورده مرور میکنی ؟؟

چه باید گفت ...

هیچکس نمیداند

... آنکه رفت غریبه نبود

هیچکس نمیداند...

##@بهاران@##...

ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز بازدید: 274 تاريخ: دوشنبه 14 اسفند 1391 ساعت: 17:41

صفحه بندی