خرید بک لینک

درباره سایت

##@بهاران@##

و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین ×××× زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم، دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقـــــــه ها بــــــالا

امکانات وب

شهید آیت الله دستغیب در کتاب داستان های شگفت این گونه مینویسد:زن و شوهری برای زیارت امام حسین(ع) ساکن کربلا میشوند روزی مرد وارد قصابی میشود و مقداری گوشت میخرد وبه حرم امام حسین(ع)میرودبعد از زیارت به خانه برگشته و گوشت را به همسرش میدهد و میگوید آبگوشتی درست کن ظهر که میشود همسرش به مرد میگوید گوشت نپخته است و مرد میگوید اشکالی ندارد صبر کن تا شب بپزد شب که میروند سراغ گوشت میبینند گوشت اصلا نپخته است و مرد قصاب را سرزنش میکند که گوشت بی کیفیت به او داده است و میگذارند تا صبح بپزد و صبح بیدار شدند دیدند گوشت هنوز نپخته است مرد ظرف غذا را میبرد قصابی و میگذارد روی میز و میگوید مر د حسابی ما زائر امام حسین هستیم بی انصافی است به ما گوشت بی کیفیت بدهی از دیروز صبح که گوشت را خریدم تا امروز صبح گوشت اصلا نپخته است قصاب به او گفت:وقتی گوشت را خریدی مستقیم رفتی داخل حرم امام حسین(ع)؟زائر گفت چطور؟بله رفتم. قصاب گفت گوشتی که وارد حرم امام حسین(ع) شود آتش به او کارساز نیست.

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت: 15:33

صفحه بندی