خرید بک لینک

درباره سایت

##@بهاران@##

و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین ×××× زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم، دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقـــــــه ها بــــــالا

امکانات وب

 

واقعا در دانشگاه اتفاق افتاده ؟



چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته
بودند و هيچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اين صورت که سر
و روشون رو کثيف و کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون
تغييراتی بوجود آوردند.

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يکراست به پيش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اينطور مطرح کردند که ديشب به يک مراسم عروسی خارج از
شهر رفته بودند
و در راه برگشت از شانس بد يکی از لاستيک های ماشين پنچر ميشه و اونا با
هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايی رسوندنش و اين بوده که به آمادگی
لازم برای امتحان نرسيدند کلی از اينها اصرار و از استاد انکار.

آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يک امتحان اختصاصی برای اين 4 نفر از طرف
استاد برگزار بشه،
آنها هم بشکن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن
و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگی
خودشون رو ابراز کنند!

استاد عنوان ميکنه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد
هر کدوم از دانشجوها توی يک کلاس بنشينند و امتحان بدن که آنها به خاطر
داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال ميل قبول ميک نند.
امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بيست بود:
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.

يك) نام و نام خانوادگی: ۲نمره

دو ) کدام لاستيک پنچر شده بود؟ ۱۸نمره
الف) لاستيک سمت راست جلو
ب) لاستيک سمت چپ جلو
ج) لاستيک سمت راست عقب
د) لاستيک سمت چپ عقب

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1392 ساعت: 10:48

صفحه بندی