خرید بک لینک

درباره سایت

##@بهاران@##

و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین ×××× زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم، دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقـــــــه ها بــــــالا

امکانات وب

یه روز یه كامیون گلابی داشته تویجاده می رفته كه یه دفعه

میافتهتوی یه دستانداز،

یكیاز گلابیها میافته وسط جاده،

برمیگرده به كامیون نگاه میكنه و میگه:گلابیها، گلابیها!

گلابیهامیگن:گلابی ،گلابی!

كامیوندورتر می شه،

صداشونضعیفتر می شه.

گلابیمیگه:گلابیها، گلابیها!

گلابیهامی گن:گلابی، گلابی!

بازكامیون دورتر میشه،گلابی میگه:گلابیها، گلابیها!

اماصدای گلابی دیگه به گلابیها نمیرسه!

گلابیهاموبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،

اماچه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمیداده!
گلابی یه نفر رو پیدا میكنه كهموبایل دولتی داشته،

زنگمیزنه به راننده و می گه:گوشی رو بده به گلابیها،

وقتیكه گلابیها گوشی رو می گیرن، گلابیمیگه: گلابیها،گلابی ها!

گلابیها می گن:گلابی، گلابی

برافهمیدن ماجرا برید ادامه...

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز تاريخ: دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 14:53

صفحه بندی