خرید بک لینک

درباره سایت

##@بهاران@##

و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین ×××× زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم، دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقـــــــه ها بــــــالا

امکانات وب

روزي پادشاهي اين سوال برايش پيش ميآيد و مي خواهد بداند که نجس ترين چيزها در دنياي خاکي چيست. براي همين کار وزيرش را مامور ميکندکه برود و اين نجس ترين نجس ترينها را پيدا کند و در صورتي که آنرا پيدا کند و ياهر کسي که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.

وزيرهم عازم سفر مي شود و پس از يکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به اين نتيجهرسيد که با توجه به حرفها و صحبتهاي مردم بايد پاسخ همين مدفوع آدميزاد اشرف باشد.span>عازم ديار خود مي شود در نزديکي هاي شهر چوپاني را مي بيند وبه خود مي گويد بگذار از او هم سؤال کنم شايد جواب تازه اي داشت بعد از صحبت باچوپان، او به وزير مي گويد من جواب را مي دانم اما يک شرط دارد و وزير نشنيده شرطرا مي پذيرد چوپان هم مي گويد تو بايد مدفوع خودت را بخوري وزير آنچنان عصباني ميشود که مي خواهد چوپان را بکشد ولي چوپان به او مي گويد تو مي تواني من را بکشياما مطمئن باش پاسخي که پيدا کرده اي غلط است تو اين کار را بکن اگر جواب قانعکننده اي نشنيدي من را بکش.
خلاصه وزير به خاطر رسيدن به تاج وتخت هم که شده قبول مي کند و آن کار را انجام مي دهد سپس چوپان به او ميگويد: " کثيف ترين و نجس ترين چيزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدي آنچه رافکر مي کردي نجس ترين است بخوري

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز تاريخ: دوشنبه 27 خرداد 1392 ساعت: 13:08

صفحه بندی