چی میشد پیشم بمونید؟؟
من همه ی روزا بهتون فکرمیکنم.به همه ی سالایی که بی شماگذشته...
سخت گذشتن روزایی که به گرمی دستاتون نیازداشتم.
سردوطولانی بودشبایی که ،بی حضورتون سپری شد.همه ی شباش یلدای کشداربیسپیده...
توقاب دلم حتی، عکسی نیست ،که برام تداعی خاطره ای باشه.
امروزدوباره دلم گرفته.خیلی حرفا براتون دارم اما، مث همیشه توسکوت.
هنوزتوآیینه خودمو همون کودک بی پناهی می بینم که ...
دلم یه آغوش گرم پراز عشق بی ریا میخواد.
دلم میخوادبچه باشم،تویه خونه نه چندان بزرگ وشیک،اما شما باشین.
میخوام طعم بودنتونوباهمه ی وجودم ،بچشم.
فک کنم ،خوشترین طعم دنیاست...
دیگه خسته م.شماکه برنمی گردید.چی میشه، منو ببریدپیش خودتون...؟
##@بهاران@##...
ما را در سایت ##@بهاران@## دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: سیدسعیدبهروز
بازدید: 289
تاريخ: يکشنبه
19 خرداد
1392 ساعت: 12:05