<no title>
تقصیر ما نیست که سر حرف هایمان نمی مانیم!!!ما روی زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند!!!!!!!!!
یادمان باشد...
یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه میرود، خودش سایهای ندارد..یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را..یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد میآورد، عفونت است..یادمان باشد که: در حرکت همیشه افقهای تازه هست..یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم..یا...
عاشقانه
عاشقانهاگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا رابده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافتکنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا رافغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوبچنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما راز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی استبه آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی ...
داستان
همه در دایره ی دوست گرفتار شدند بی نوا دل که در این دایره پرگار نشد ،عاشقان سایه گریز و سایه ی یار شدند یار از خون دل عشق خبردار نشد ،چشم ها مست ز هوشیاری و در خواب شدند خواب از یاد رخ دوست بیدار نشد . . .تاریخ مصرف عشق : امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چ...
عاشقانه
عاشقانهدو قطعه شعر کوتاه و چند بیتی بسیار زیبا و دوست داشتنی از شعار بزرگ ایران : خواجه حافظ شیرازی *زلف بر باد مده تا ندهی بر بادمناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادممی مخور با همه کس تا نخورم خون جگرسر مکش تا نکشد سر به فلک فریادمزلف را حلقه مکن تا نکنی در بندمطره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو...
داستان
داستان خواندنی زن بی وفاحکیمی جعبهاى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.زن خانه وقتى بستههاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت:شوهر من آهنگرى بود که از روى بىعقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگرى از دست داد و مدتى بعد از...
عاقلانه
راه برای اینکه زندگی کنید، نه اینکه فقط وجود داشته باشید!زندگی بهترجک لندن گفته است، «درستترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن.» خیلی وقتها اجازه میدهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش میآورد را میپذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به ...
بدون شرح
جـغرافیـای کشور مستـقلی بنام قـلـب: قلب، محدود است از طرف شمال به دریای محبّت و از طرف جنوب به کشور غم، از طرف مشرق به دریاچه دوستی و از طرف مغرب به صحرای عاطفه !پایتخت قلب، "عشق آباد" است که شهری است بزرگ، پرجمعیت و آباد !ایالات عمده آن چهار است: محبّت، نفرت، احساس و امیال !شهرهای بزرگ و مهمّ قلب ع...
زنی در فرودگاه
یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی بود تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیتنیز خرید. او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه م...
تصمیم
آنجا که درخت بید به آب میرسد، یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند. .... آنها توی چشمهای ریز هم نگاه کردند. و عاشق هم شدند.کرم، رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد. و بچه قورباغه، مروارید سیاه ﯗدرخشان کرم.بچه قورباغه گفت: من عاشق سرتا پای تو شدم.کرم گفت: من هم عاشق سر تا پای تو هستم. قول بده که هیچوق...