خرید بک لینک

درباره سایت

##@بهاران@##

و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین ×××× زندگي مثل يه ديكته است ؛هي غلط مي نويسم و هي پاك مي كنيم، دوباره مي نويسيم و پاك مي كنيم.غافل از اين كه يه روز داد مي زنن ورقـــــــه ها بــــــالا

امکانات وب

شب بود و اشک های حسن بی حساب بود

دنیا به چشم حسرت زینب سراب بود

آن شب خرابه های یتیمی پر آه بود

سر ها به خاک و حال یتیمان خراب بود

حال و هوای کوفه در آن شب گرفته بود

چشمان ماه خیس و دل شب کباب بود

زخمی که روی فرق ، دهان باز کرده بود

از سوز آن سلام بدون جواب بود

زخم زبان جواب کسی شد که وقت جنگ

حتّی برای دشمن خود فکر آب بود

بر روی شانه های حسین و حسن نشست

تابوت آن گلی که پر از عطر ناب بود

ای اهل کوفه غیرتتان کو ؟ چه می کنید ؟

تشییع پیکری به غریبی ثواب بود ؟

برچسب: نویسنده: سیدسعیدبهروز تاريخ: سه شنبه 26 شهريور 1392 ساعت: 15:49

صفحه بندی