کفش هایم - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
دلبسته ی کفشهایم بودم !کفش هایی که یادگار سال های نو جوانی ام بودند ، دلم نمی آمد دورشان بیندازم...هنوز همان ها را می پوشیدم اما کفش ها تنگ بودند و پایم را می زدندقدم از قدم اگر بر می داشتم زخمی تازه نصیبم می شدسعی می کردم کمتر راه بروم زیرا که رفتن دردناک بودمی نشستم و زانوهایم را بغل می گرفتم و می...
اربعین - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
جهان شد از چه رو کانون ماتم مگر از نو عزای شاه دین است حسین آن کو به راه حق پرستی چو بابش فرد بی مثل و قرین استدلا کوی حسین عرش زمین است مطاف و کعبه دلها همین است اگر خیل شهیدان حلقه باشند حسین بن علی، آن را نگین است
بهشت و جهنم - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
مردی در عالم رویا فرشته ای دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟ فرشته جواب داد: می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعا خ...
قرآن ! من شرمنده توام - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
قرآن ! من شرمندهی توام اگر از تو آواز مرگی ساختهام که هر وقت در کوچهمان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است.قرآن! من شرمندهی توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کردهام.یکی ذوق میکند که تو را بر ...
من وپیرمرد - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
تلفن همراه پیرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد...پیرمرد به زحمت تلفن ... را با دستهاى لرزان از جیبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابلصورتش عقب و جلو كرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند... رو به من كرد و گفت، ببخشید ، چه نوشته؟گفتم نوشته"همه چیزم"پیرمرد: الو، سلامعزیزم... یهو دستش راجلوى تلف...
ارتباط بستنی و شخصیت - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
چـه طـعـمی از بسـتـنـی را دوسـت داریــد؟ جالب استبدانید که ارتباط مستقیمی بین ویژگی های شخصیتیشـمـا با طعم بستنی دلخواهتان وجود دارد. در حقیقتایـن تست خودشناسی بر پایه ی تحقیقات یک شرکتامـریکـایـی تولـید کننده ی بستنی به نام "ادیس گراند"شـکـل گـرفـتـه اسـت. پـس از مـدتـی تـیـــم محققان بهسـرپـرسـتی ...
برف - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
هرگز کسی نداد بدین سان نشان برفگویی که لقمه ایست زمین در دهان برفمانند پنبه دانه که در پنبه تعبیه استاجرام کوه هاست نهان در میان برفناگه فتاد لرزه بر اطراف روزگاراز چه ؟ زبیم تاختن ناگهان برفگشتند نا امید هم جانور ز جانبا جان کوهسار چو پیوست جان برفگرچه سپید کرد همه خان و مان مایارب سیاه باد همه خان...
ملاقات.. - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
بارانی که روزهابالای شهر ایستاده بودعاقبت باریدتو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی…تکلیفِ رنگ موهاتدر چشم هام روشن نبودتکلیفِ مهربانی، اندوه، خشمو چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودمتکلیفِ شمع های روی میزروشن نبودمن و تو بارهازمان رادر کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیمو حالا زمان داشتاز ما انتق...
<no title> - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:55
باران میبارد که میباردروی چتر من حساب نکن.بیا و برنگردبرگشتنتهمه چیزهایی که ساختهامخراب میکند.چانه میزنی چرا؟!ارزان شدهگرانیت برایم دیگر.فکر نکن دوستت دارمتو فعلا دست آویز تنها نبودنی
خانه ی دوست کجاست !؟ - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
هنوز کامل روی صندلی ننشسته بودم که پرسید : آقای فلانی سابقه کم خونی هم دارید ؟منکه با شنیدن این سوال میدانستم پشت سرش چه سوالی پرسیده خواهد شد در پاسخ گفتم نه کم خون نیستم ولی همه می گویند رنگ و رویت پریده است ! پیش بینی ام درست بود چرا که خانم دکتر بلافاصله گفت به خاطر همین پرسیدم، رنگ و روی پریده ...
بانوی خوبی ها سلام ؛ - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
گر ز حال دل خبر داری بگو . . . - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
این مدت تمام وقتم به بدن درد و تب و لرز و سرفه های شدید گذشت و چنان ضعف و بی حالی پیدا کرده بودم که نمیتونستم خیلی بایستم و همش درازکش بودم و خواب و خوراک نداشتم، خداوند نصیب هیچ کس نکند انشالله، فعلا خدا رو شکر بهترم و در حال پرتاب ته مانده های سرفه های خشکم به بیرون هستم !توی این مدت از بی حالی زی...
عصر پنجشنبه من ؛ - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
مدتها بود که خریده بودمش و همیشه در ذهنم بود که جای مناسبی در اتاقم برایش پیدا کنم، حالا دو سه روزیست که بالاخره جایش را پیدا کرده و روزانه نگاهم را دقایق زیادی به خودش جلب میکند و ذهنم را درگیر مسایلی میکند که تا به حال طور دیگری در موردشان فکر میکردم، قبلا فکر میکردم که دنیا خیلی بزرگ است اما حالا...
Netherlands - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
نمایشگاه دو ماهه گل که سالانه در هلند برگزار میشه دیروز گویا شروع شده ، هلند کشور زیبا و آرومیه، دوست دارم یه روز حتما برم خصوصا وقتی این نمایشگاه برپاست، خب آرزو بر جوانان عیب نیست !کاش الان اونجا بودم :(+ بعد از حدود 15 سال کچل کردم !
آخه ؛ - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
میگه : تو که زنم نداری ، بِکَن برو !میگم : آخه . . .
دل بستی به چی !؟ - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
این آهنگ از سینا حجازی و دیگر هیچ . . .
هر یک نفر یک نماینده ! - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
همانطور که میدانیم کشورمان از قومیت های مختلفی تشکیل شده است ، با آداب و رسوم و فرهنگهای متفاوت ، یکی از زمانهایی که بیش از هر زمان دیگری این فرهنگها به هم میرسند و بیشتر به چشم می آیند ایام تعطیل است ، خصوصا تعطیلاتی چون نوروز که به دلیل محدودیت زمان نسبت به تعطیلات تابستان این قضیه فشردگی بیشتری پ...
بیش از اندازه زود گذشت ! - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
وقتی بله را گفت هیچ کس باورش نمیشد ، تازه وارد دانشگاه شده بود و با خصوصیاتی که اطرافیان از او سراغ داشتند احدی به ذهنش خطور نمیکرد که به این زودی قصد ازدواج داشته باشد، همه شگفت زده شده بودند از تصمیمش، همیشه او را قبول داشتم و تنها کسی است که میتوانم به پاکی و عفتش بین آشنایان و فامیل قسم بخورم، ه...
کلاه قرمزی! - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:41
کی امشب قسمت اول کلاه قرمزی رو دید!؟کدوم شخصیت ها رو بیشتر دوست دارید ؟
چه حیف شد.... - تاریخ: 1392/1/27 ساعت: 14:32
چه حیف شد... دیرفهمیدم برای عاشقی چرب زبانی کافی است